نمایش تبلیغ
 
ایجاد وبلاگ
 
مدیریت وبلاگ
 
وبلاگی دیگر
 
از حرف هایی که نمی زنیم

از حرف هایی که نمی زنیم

rediscover fuc.. communication
دنبال شكافي كه نور بتابد
پي زبان در غربت
گم شد ه ايم..ام
اما
I know the pieces fit, ’cause I watched them tumble down




زهر هستی

 

مطربا راه عدم زن

زان که هستی زهر توست

 

حالا که این زهر هستی در کاممان تلخ می ریزد...ساقیا توی شراب امسال نبات هم بیانداز...

 

 





در دانمارک دلمان چیزی پوسیده بود که هملت جوانمان به مدد قهوه افشا می کرد. دور هم نشسته بودیم و مثل چی سیگار دود می کردیم.

(همه چی با ما می گنده یره

همه چی با ما می پوسه یره)........محسن نامجو